الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

469

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

يحيى بن على طيبى امامى كوفى ( عفى اللّه عنه ) مىگويد : در كربلاى معلّى در نيمه شعبان سال 699 ه . ق از دو شيخ فاضل عالم عامل شيخ شمس الدّين بن نجيح حلّى و شيخ جلال الدّين عبد اللّه بن حوام حلّى ( قدس اللّه روحيهما و نوّر ضريحيهما ) شنيدم كه مىگفتند : در آستان مقدس سامرا با شيخ صالح پرهيزكار شيخ زين الدّين على بن فاضل مازندرانى كه مجاور مشهد مقدس حضرت مولى على عليه السّلام بود ملاقات كردند و حكايتى را كه در بحر ابيض و در جزيره خضراء براى او اتفاق افتاده بود جويا گرديدند . پس از آنكه من از حكايت مزبور خبردار شدم شوق لقاء او در دل من افتاد و از خدا خواستم تا وسيلهء ملاقات او را براى من فراهم آورد تا حكايت را بدون واسطه از خود او بشنوم . در تعقيب اين انديشه به سامرا رفتم بر خلاف انتظار در اوائل ماه شوال سال مذكور ، شيخ زين الدّين به حلّه رفته بود تا ازآنجا به نجف اشرف عزيمت كرده و ماندگار شود . در همان هنگام كه من در حله بودم سيد حسيب فخر الدّين بن على موسوى آمدن او را به من اطلاع داد ، سرور فراوانى در قلبم ظاهر شد چنان‌كه قادر به خوددارى نبودم ؛ بلافاصله از جاى برخاستم و عازم خدمت او گرديم . شيخ زين الدّين به خانه سيد فخر الدّين وارد شده بود و خانه سيد در آخر شهر حله جا معين ، نزديك به مقام حضرت صادق عليه السّلام بود . موقعى كه به خانه وى رسيدم متوجه شدم كه شيخ زين الدّين مشغول نماز ظهر و عصر است در انتظار نشستم تا وى از نماز فارغ شود ، سيد فخر الدّين از وى اجازه گرفت تا به حضور برسم ، به اطاقى كه در آن نشسته بود وارد شدم ، زين الدّين از جا برخاست و مرا در جاى خود نشانيد و خوش‌آمد گفت ؛ با او به گفتگو پرداختم و از كلماتى كه فىمابين ردوبدل مىشد دانستم كه شخص فاضل و باتقوائى است . از او درخواست كردم تا حكايت جزيره خضرا را كه از آن دوعالم حلّى شنيده بودم براى من ايراد نمايد . شيخ زين الدّين تمام قصه را از آغاز تا انجام براى من نقل كرد . ملاقات من با او در روز چهارشنبه يازدهم شوال سال 699 ه . ق بود و عباراتى را كه از او شنيدم نقل مىكنم و هرگاه تغييراتى در عبارات ديده شود بيرون از معانى مزبور نمىباشد . شيخ زين الدّين گفت : سالها در دمشق شام زندگى مىكردم و فن تجويد قرآن مجيد را از شيخ زين الدّين على اندلسى مالكى كه عالم فاضلى بود و از قرائتهاى هفتگانه كمال